تبليغاتX
" بسم الله الرحمن الرحیم "

" بسم الله الرحمن الرحیم "

تو مسافری روان کن 

سفری به آسمان کن

تو بجنب پاره پاره

که خدا دهد رهایی ...

نماز صبح رو توی مصلای اهواز خوندیم و ۲ ساعت بعد شلمچه بودیم ... ندبه روبروی یه دشت بزرگ پر از شهید خیلی باصفا بود ... خدا قسمتتون کنه ...

نفس ها حبس بود ... از هیچ کس صدایی بلند نمی شد ... ساک ها به دست ... زیر آفتاب ... انتظار و انتظار و انتظار ... رد شدیم ... حالا دیگه رفته بودیم تو خاک عراقی ها !! فقط ۶ ساعت تا کربلا مونده بود ...

روز ولادت آقامون بود و صدای مولودی توی اتوبوس بلند ...

دلم به عشق یارم                گرفته حال و هوایی

نوشته روی قلبم                   به خط کرب و بلایی

               همه هستیم حسینه ...

 

واقعا همه هستی من حسین علیه السلام هست ؟؟ یعنی اگه همه چیزو همه کسم رو ازم بگیرن بازم با حسین علیه السلام می مونم ؟؟ من ... عاشورای هر لحظه م ...

 آه ... علی علیه السلام می فرماید از قلة الزاد ... من ؟؟ بگذریم ...

میگن کربلا معلاست یعنی تحت سیطره علوی ست ... دم دمای غروب بود که به نزدیکای نجف رسیدیم ... نخلستان ... غروب ... مناجات ...

تمام لذت عمرم در این است             که مولایم امیرالمومنین است !

الحمدلله رب العالمین!

فعلا شکرم گرفته !!!

یا علی !

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم بهمن 1387ساعت 0:36 قبل از ظهر  توسط سوخته  | 

" بسم الله الرحمن الرحیم "

ببین !

تا حالا فک کردی تو حکومت امام زمان عج کجا میتونن بهت مسئولیت بدن ؟

تو چه کاری مهارت داری و کارت حرف نداره و تکی ؟!

فک کن ... وقتی نمونده ... باید جنبید ...

 

یا علی !

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم بهمن 1387ساعت 9:50 بعد از ظهر  توسط سوخته  |