|
" بسم الله الرحمن الرحیم " عصر جمعه بود ، دم دمای غروب که زنگ تلفن آرامش قبل از طوفان خونه رو به هم زد ... من برداشتم ، یکی از برادرام بودن ، با صدایی گرفته و بغض آلود . گفت گوشی رو بده به مامان ، دادم و چند ثانیه ای نگذشت که ... صدای فریاد مادر و چرخیدن خانه و سیاهی چشمانم ...یا علی ! نمیدونم چرا دویدم توی حیاط و سرمو گرفتم به سمت آسمون . ماه رو دیدم و نا خودآگاه زمزمه کردم : إنی لا أحب الآفلین ... هنوزم کامل نمی فهمم که چرا این آیه ؟ بگذریم ... بعد از حیاط رفتم سراغ رختخواب پدر و بوسیدم و بوییدم و بوسیدم ضبط رو آوردم و قرآن گذاشتم یکی یکی خبردار می شدند و می آمدند که مثلا دلدارمان باشند ، اما تا کسی نچشیده باشد نمی داند که کجای دل آدم است که فرو می ریزد و خالی می شود ... این را داشته باشید و مقایسه کنید با دل زینب ... صبر هم کم می آورد در برابر زینب... بعد از آن همه مصیبت بزرگ " و ما رأیت إلا جمیلا " می گوید دل زینب ... زبان قاصر است در برابر زینب ... خبر به مسجد هایی که بابا گاهی امام جماعتشان بود رسید و به اصفهان و مشهد و مازندران هم ! برادرم اومد ، اما بی خبر از همه جا . همونی که پشت تلفن بود ... اومده بود دم در و همسایه ها بهش تسلیت می گفتن ... گفت : کی ؟ اصلا کی خبر داده ؟ گفتن : مگه تو زنگ نزدی و تو خبر ندادی و... دوباره شادی وصف نشدنی و اینکه خبر اشتباهی رسیده بود ! اصلا خبری نرسیده بود ! برادر زنگ زده بود که دل گرفتگیش رو از بیماری بابا با شنیدن صدای مادر از بین ببره که بغض اجازه بهش نداده بود و ... عجب دنیای پستیه این دنیا ! راستی این آیه رو شنیدید : " لکی لا تأسو علی ما فاتکم و لا تفرحوا بما آتاکم والله لا یحب کل مختال فخور " یعنی آقاجون ! اینقدر زود و راحت حالت جا به جا نشه ! هر چی گرفتیم شیون و زاری و بی تابی نکن و هر چی دادیم خوشحالی بی حد نداشته باش . یعنی دلت دست خدا باشه و محکم به اون که همه رهگذرهای این دنیا می گذرن ... البته یه نکته هم بگم که گریه و اشک فرزند برای فقدان پدر از نشانه های ایمانه و تنها جاییه که گریبان چاک کردن و زدن بر دست و پا ایرادی نداره !!! نمی دونید چه حس عجیبی بود ... بعد از اینکه همه چیز رو سیاه دیده بودی - البته از ضعف ایمان - حالا یهویی همه چی عوض شده بود همه سیاهی ها سپید ... به بیمارستان که زنگ زدیم ، از بهتر شدن حال بابا گفتن و ما می خندیدیم که وقتی بابا از بیمارستان بیاد این میشه جک سال و چقدر می خندیم !!! آه ... تا انتهای این دنیا ! بماند برای بعد ...
محتاج دعاتونم یا علی صلواتشو بلند بفرستید
+ نوشته شده در جمعه سی و یکم خرداد 1387ساعت 9:56 قبل از ظهر  توسط سوخته
|
|
|